تبليغاتX
محمد(ص)رازآفرینش
آری!نوشتن درباره ی مقام بلند و رفیع پیامبر اسلام کاری بس دشوار است و قلم در نوشتن آن نارساست

عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی !

عید فطر پاداش  افطارهای خالصانه و بجاست !

عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است !

عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است !

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

ای مردم ! این روز ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نامید می گردند و این روز شباهتی زیاد به روز قیامت دارد

خداوندا !   از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند

و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه می برند

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

زبوسیدنی های این روزگار                                            یکی هم بود دست اموزگار

 

ای معلم...

 

ای که ابر ابی چشمانت کویر خشک تشنگان عطشناک را تر میکند و باغ در باغ لاله اشنایی

 

می رویاند تا انجا که نهال ایمان در لوح سپید دلها به بار می نشیند .

 

ای معلم...

 

ای منادی عزت و ایمان وای پرورش دهنده گلهای قران و ایران چگونه و با چه زبانی تلاش خستگی 

 

ناپذیرت

 

را ارج بگذارم.

 

هفتهی معلم را به تمام دوستان و همکاران تبریک عرض می کنم.

 

"معلم من یادت هماره سبز"

 

روز معلم مبارک

+ نوشته شده در  87/02/11ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  87/02/11ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.

انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.

دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.

در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمه الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...

 

مفهوم علم

ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه  « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» «آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر/ 9)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه  Knowledge در انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

 

2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند.

ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
 

 معنای عالم با توجه به دو تعريف از علم

ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور «قال يا آدم اننبئهم باسمائهم» (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي  روشن است  كه: «ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد. ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان بواسطه آن به عبادت  مي رسد «هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي  را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند (جمعه/2) در اين آيه همه علوم از جمله بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي  و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط پيامبر (ص) معرفي شده است. ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطو است چرا  كه «وي نخستين واضع علم منطق بود ... و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  بخاطر آنكه او اول بار كتب  حكمت يوناني را  كه  ارسطو و غيره تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد....
 

ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و  با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد. خداوند را مي خوانيم كه او  رابا سالار و سرور شهيدان امام حسين (ع) محشور سازد.

 

هنر معلمي:

معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)

بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.

در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.

مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

 

شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:

خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است.

به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:

معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

 

داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم:

بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند:

قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبر علي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن   شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70)

موسي به او گفت: «آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»

  

معلم در کلام امام خميني (ره):

نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.

تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

 

معلم در سخنان مقام معظم رهبري:

دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.

اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.

 

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

 

مقام معلم

 مي توان در سايه آموختن                          گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                             از معلم جان روشن يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو                      چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است                    يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين

                                                                                        

                                                                                مرحوم استاد حسين شهريار       

+ نوشته شده در  87/02/11ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

پنج خانم خانه دار اهل استوربری در یک نمایشگاه اشیای عتیقه که در شهرشان برپا شده بود شرکت کردند و هر کدام یک شیی قیمتی قدیمی خود را به یکی از خریداران اشیای عتیقه فروختند. آیا می توانید با بررسی سرنخ های زیر معلوم کنید هر یک از خانم ها چه چیزی فروخت، آن شیی از چه کسی به آن ها رسیده بود و چه مبلغی بابت فروش آنها دریافت کردند.



فروشندگان اشیا : {آنیتا بروک ، داون ادیسون ، ژانیس کین ، نانسی اوگدون ، سو توییدی}



اشیای قیمتی : {یک دست برس ، فندک ، مدال ، قلم ، ساعت}



مالکین اصلی : {پسر عمو ، پدر ، پدربزرگ ، مادر ، عمو}



قیمت ها : {10 پوند ، 15 پوند ، 20 پوند ، 25 پوند ، 30 پوند}



سر نخ ها :



1 - قیمت شیی عتیقه ای که ژانیس کین فروخت 10 پوند کمتر از قیمت چیزی بود که



یکی از همسایگانش از عموی خود به ارث برده بود.



2 - مبلغی که آنیتا بروک بابت فروش یک قلم با ارزش گیرش آمد، کمتر از مبلغی بود



که نصیب نانسی اوگدون شد.



3 - فندک حکاکی شده پنج پوند کمتر از یک دست برس به فروش رسید.



4 - یکی از خانم ها ساعتی فروخت که از پدربزرگش به او رسیده بود.



5 - شیی که توسط یک پدر به دخترش رسید، به مبلغ پنج پوند بیشتر از مبلغی که داون



ادیسون گیرش آمد فروخته شد.



6 - چیزی که به مبلغ 20 پوند فروخته شد، متعلق به مادر یکی از خانم ها بوده است.



7 - سو توییدی از این که 15 پوند بابت فروش چیزی که همراهش بود، به دست

آورد خوشحال بود.

+ نوشته شده در  87/02/05ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  87/01/06ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  87/01/06ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

 

ورود به سال موش باعث شده نگرانی بسیاری از مردم جهان را دربرگیرد. طبق نظر روانشناسان خیلی از مردم دنیا به خاطر ورود به سال موش نگران و مضطرب بوده و در انتظار وقوع حوادث طبیعی، فاجعه و سقوط بازارهای سهام هستند.

با پایان سال خوک اهالی شرق آسیا و به خصوص چینی ها دسته دسته به سمت فالگیرها، ستاره شناسان و پیشگوها روان شده اند تا از آینده نامطمئن خود اطلاع پیدا کنند. چینی ها بر این باورند که وقایع هر سال تحت تاثیر عوامل موجود در دل زمین مانند طلا، چوب، آب و آتش تعیین می شود.
ریموند لو استاد فنگ شویی بیان داشت امسال عناصر فوق بر بالای سطح آب قرار می گیرند که به معنی وجود عناصر مهم روی پایه های لغزان است. لو گفت؛ «زمینی که روی آب قرار دارد نماد یانگ است که سمبل کوه، ثبات و استحکام است. اما چون در زیر آن آب که نماد سستی است قرار دارد این استحکام و ثبات متزلزل خواهد شد.»
لو همچنین افزود که تقویم چینی چرخه یی ۶۰ ساله است، بنابراین سال ۲۰۰۸ درست مانند سال ۱۹۴۸ که بسیار پرماجرا بود، بحران های زیادی را از سر خواهد گذراند. در سال ۱۹۴۸ دولت اسرائیل پایه گذاری شد و دیواری بین آلمان شرقی و غربی کشیده شد. این دو واقعه باعث شکل گیری نزاعی طولانی بین ملت ها شد و سال های طولانی مردم بسیاری را درگیر خود کرد.
تقویم قمری بر اساس وضعیت ماه پایه گذاری شده است و هر ۱۲ سال با حیوانی شناخته می شود. فالگیرها بر اساس رابطه بین دایره البروج حیوانات و شخصیت های هر یک پیشگویی های خود را شکل می دهند.
موش اولین حیوان این تقویم و نشانگر آغاز دوره است. لو بر این باور است که امسال شاهد تغییرات مهمی در حکومت امریکا، روسیه و تایوان خواهیم بود. پس از سال موش نوبت به سال های گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک می رسد.البته سال موش نمادی از عشق هم است بنابراین می تواند باعث ایجاد رسوایی هایی هم شود،
در این سال بین آتش و آب نزاعی در می گیرد که به معنی وقوع سیل یا یک سونامی دیگر است. لو گفت؛ «دردناک ترین فجایع آبی در یک قرن اخیر که عبارت بودند از غرق شدن تایتانیک در سال ۱۹۱۲ و توفان سونامی همه و همه در تاریخ هایی رخ دادند که در آن زمان موش دارای حضور برجسته یی بوده است.»
او همچنین بیان داشت در سال ۱۹۹۶ بیش از ۲۰ سقوط هواپیما بر فراز اقیانوس ها رخ داد که باعث مرگ ۲۳۰ نفر شده است.
لی سینگ تانگ استادی از نسل سوم مکتب فنگ شویی بیان داشت که چین در ۱۲ ماه آینده احتمالاً با بحران کم آبی روبه رو خواهد بود.
لی البته اوضاع اقتصادی بهتری را برای چین بعد از المپیک سال ۲۰۰۸ پیش بینی کرده است. او گفت؛ «بر خلاف سال ۲۰۰۸ سال ۲۰۰۹ اوج شکوفایی برای دولت چین خواهد بود.»
این پیشگو همچنین مدعی شده که در وضعیت سلامتی و کاری هیلاری کلینتون تغییرات اساسی صورت خواهد گرفت که به هیچ عنوان به معنی به قدرت رسیدن او از لحاظ سیاسی نیست. او گفت؛ «رقیب سرسخت خانم کلینتون یعنی آقای اوباما توانایی مادرزادی برای رهبری دارد و در ۱۰ سال آینده در اوج موفقیت های سیاسی خود قرار خواهد گرفت. احتمال دارد او برنده انتخابات ریاست جمهوری نوامبر امریکا باشد.»

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 


سايه حق
سلام
عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
 

برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.
«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

ابراهیم پور داوود
پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری
از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شود.
«در هیچ یک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.»)
نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :
«... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»
در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.
دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :
ستاره شمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بُـد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُـد رزم گاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
ز جیهون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند)
درباره ی این سروده های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است :
«نخست این که بر مبنای واژه نامه ی فریتس وُلف، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به صدها سال پیش از آن باز می گردد.
دوم این که آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.
سوم این که برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند و بخصوص چارشنبه را گاهِ کام و جشن دانسته اند.»)
این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی می پردازند و پسانگاه پسران و مردان آن را ادامه می دهند.
در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران)) جشن چارشنبه سوری در هر چهار چارشنبه ی اسفندماه برگزار می شود. برخی جشن چارشنبه سوری را به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می کنند در حالی که این پندار درست به نظر نمی رسد. هرچند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام  روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام می شود. سرودها و ترانه های معروف چارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارند.)
گستره ی برگزاری جشن چهارشنبه سوری
در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آن و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار می شود. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود.)

مراسم شب چهارشنبه سوری
در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :
آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...

گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری در جای جای ایران
مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.
در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز، در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما» )
در بدخشان و شمال افغانستان نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.
در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز در کاشغر مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و سوزاندیم»
در آذربایجان، جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.
در روستای هشترود مراغه، هفت سنگ بر پیرامون بام خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.
در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.
در کرمانشاه زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.
مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه، چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.
زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.
در خراسان هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.
در روستای آزادور در دشت جوین خراسان نیز، سبزه ی نوروزی را در بین بوته های آتش قرار داده و از روی آن هم می پرند در حالیکه آیینه و کاسه ی آبی نیز در کنار آتش به چشم می خورد.
در بین ترکمنان بجنورد از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.
در هرات و بلخ دیگر شهرهای افغانستان، خاکستر چارشنبه سوری را دختری جمع کرده و در کنار روستا می ریزد و هنگام بازگشت در می زند و اهل خانه می پرسند کیست ؟
دخترک می گوید منم.
می پرسند از کجا می آیی ؟
می گوید : از عروسی.
می پرسند چه آورده ای ؟
می گوید : تندرستی.
در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و دترون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.
در تهران، زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره می زنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود.
آجیل چهارشنبه سوری نیز همچون همه ی جشن های ایرانی جز ضروریات سفره ی شب چهارشنبه سوری می باشد که از هفت نوع میوه ی خشک و برنج، عدس، خرسِه، نخود، تخمه ی آفتابگردان، تخمه کدوی بو داده، کشمش و گردو تهیه شده و در هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره ی چهارشنبه سوری می گذاشتند. از این آجیل همه ی اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند، سپس در کوزه ی کهنه ی سال پیشین مقداری آب ریخته از بالای بام به زمین می انداختند زیرا می گفتند که فروهرها از کوزه ی نو دیدن خواهند کرد و از آب آن کوزه ی کهنه که به معنی روشنایی بود در خانه آن ها پاشیده می شد. در زمان ساسانیان به جای آب سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند به منزله ی این که روزی و برکت برای آنان نازل شود)
**Nafass** is offline  
+ نوشته شده در  86/12/27ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

تقلب در واقع به معنی ارائه چیزی بیش از میزان واقعی آن است و به منظور گرفتن نمره بیشتر از سعی یا توان انجام می شود ، در واقع شخص از خود و قابلیت هایش راضی نیست.
به گزارش خبرگزاری مهر ، کارشناسان معتقدند: یکی از عواملی که موجب تقلب می شود عدم خود باوری است.

دانش آموز خود را نپذیرفته یا باور ندارد و در شرایطی حاضر است پاسخی که می نویسد با دوستش یکی باشد ، حتی اگر مطمئن نباشد که دوستش هم پاسخ صحیح را بداند. فقط نیاز به همراهی و هماهنگی با فرد دیگری را دارد. این احساس را می توان به نوعی احساس عدم امنیت نیز تعبیر کرد.

انگیزه دیگر تقلب برای دانش آموزان ترس از نمره کم به دلیل ترس از سرزنش والدین است. برخی از والدین به جای دانش فرزندشان صرفا به نمرات وی تکیه کرده و چنانچه نمره ممتاز یا قابل قبولی نگیرد ، مرتب او را با دیگر دانش آموزان مقایسه و سرزنش می کنند.

از آنجا که همه انسانها نیاز دارند پذیرفته شوند دانش آموز به منظور فرار از سرزنش تمام سعی خود را به جای درس خواندن معطوف شیوه های گوناگون تقلب می کند تا به هر قیمتی که شده نمره بالاتری کسب کند.

در چنین شرایطی دانش آموز فقط تمایل به پذیرفته شدن دارد و از هر راهی که بتواند سعی می کند به این مهم برسد ، زیرا احساس می کند گرفتن نمره بالاتر به منزله اعتبار بیشتر برای شخصیت اوست.

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

 

   عدد p (پي) سرگذشتي حداقل 3700 ساله دارد. پي يكي از مشهور ترين عددها در دنياي رياضي است. و نماد p يكي از حروف الفباي لاتين است.ساده ترين و بهترين راه معرفي p اين است :   

                                  قطر دايره/محيط دايره = p

 

   در طول اين 37 قرن، دانشمندان زيادي سعي كردند مقدار p را حساب كنند. به عبارت ديگر آن ها سعي كردند تا نزديك ترين عدد به عدد p را به دست آورند.

   قديمي ترين محاسبه ي به دست آمده، به 1700 سال پيش از ميلاد مسيح (ع) ، يعني حدود 3700 سال پيش مربوط مي شود. اين محاسبات روي پاپيروسي نوشته شده است كه در حال حاضر، در "مسكو" نگهداري مي شود.

 

   اولين محاسبه ي رياضي p ، توسط ارشميدس و با كمك چند ضلعي ها انجام شد. او با 96 ضلعي منتظم، عدد پي را بين دو كسر 70/10 ‚3 و71/10 ‚3 به دست آورد .(تذكر:علامت / نشانه ي خط كسري است).

 

   "لودلف وان كولن" آلماني ، در قرن هفدهم به كمك 720 ‚254 ‚212 ‚32 ضلعي منتظم، مقدار p را تا 32 رقم اعشار حساب كرد.

 

   "غياث الدين جمشيد كاشاني" معروف به "الكاشي" در كتاب رساله ي محيطيه، p را تا 17 رقم پس از مميز حساب كرده است.

 

   "بهاسيك هندي" در سال 1150 ميلادي، آن را به صورت كسر 7/22 يا جذر 10 نشان داده است.

   "جان وايس" رياضي دان انگليسي براي p ، نسبت زير را پيشنهاد كرد:

 

                  (...×5×5×3×3×1×1 ) / (...×6×6×4×4×2×2) = 2/p

  

 "لايپ نيتس " آلماني به عبارت زير دست يافت :

 

       ...+۱/۱۱-۱/۹+۱/۷-۱/۵+۱/۳-۱=۴/p 

 

   در سال 1949 ميلادي، به كمك رايانه ي اينياك ، پي تا 2037 رقم محاسبه شد. به تازگي برادران "چودنوفسكي" با بيش از پنج سال كار مداوم به كمك رايانه، p را تا 1011196691 رقم اعشار حساب كرده اند .

 

اگر مي خواهيد عدد p را تا ده رقم اعشار به خاطر بسپاريد تعداد حروف كلمات،  در بيت دوم اين شعر به شما كمك خواهد كرد :

 

گر كسي از تو بپرسد ره آموختن p     پاسخي ده كه هنرمند تو را آموزد

خرد    و دانش و آگاهي  دانشمندان     ره  سرمنزل   مقصود  بما آموزد

۳    .  ۱     ۴     ۱        ۵            ۹             ۲       ۶          ۵        ۳      ۵              =۳/۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

شاید تا کنون شده باشد که در مواقعی که بیکار هستید یا اینکه انتظار خبر مهمی را می کشید برای سرگرم کردن خودتان کاغذی را که در اطرافتان هست بردارید و شروع به تا کردن آن کنید و بعد از چند بار متوجه شوید که دیگر نمی شود کاغذ را تا کرد. در این صورت یا از تا کردن کاغذ منصرف می شوید یا آن را باز می کنید و دوباره شروع به تا کردنش می کنید... البته ممکن است قبل از اینکه به آن زمان برسید خبر مهم به شما داده شود  و کاغذ را به جای اولش برگردانید !!!

این مسئله را همه ما تجربه کرده ایم اما شاید هیچ کدام از ما به طور جدی روی آن فکر نکرده باشیم.

اگر ورق را هر بار طوری تا کنید که اندازه آن نصف شود بیش از 7 یا 8 بار نمی توانید آن را تا کنید. مهم نیست ورق اولیه شما چقدر بزرگ باشد. شاید تا به حال این قضیه را شنیده باشید و سعی کرده باشید که آن را امتحان کنید و متوجه شده باشید که تا کردن کاغذ بیش از7 یا 8 بار بسیار سخت است.  آیا می توان گفت که این اعداد یک محدودیت مستدل و عمومی برای تا کردن کاغذ هستند؟

فرض کنید شما کاغذی را انتخاب کرده اید که دارای پهنای w و ضخامت t است . اگر شما شروع به تا کردن ورق از یک سمت بکنید وقتی به جایی برسید که دیگر نتوانید کاغذ را تا کنید یک نوار باریک خواهید داشت.
با هر تا کردنی ضخامت کاغذ دو برابر می شود و پهنای آن نصف خواهد شد. یعنی بعد از N بار تا کردن ضخامت خواهد بود و البته مشخص است که پهنا می شود و نسبت ضخامت به پهنا برابر  می شود.
اگر با کاغذی به پهنای 11cm و ضخامت 0.002cm این کار را انجام دهید بعد از 7 بار تا کردن نسبتt/w برابر 1/6 می شود. این بدان معنیست که اندازه ضخامت از پهنا بیشتر می شود و در نتیجه دیگر قادر به تا کردن کاغذ نخواهید بود. اگر این کاغذ را 50 بار بزرگتر کنید شاید بتوانید آن را تا 10 بار هم تا کنید.

اگر به صورت متناوب کاغذ را از عرض و طول تا کنید ممکن است تعداد دفعات بیشتری بتوانید به تا کردن کاغذ ادامه دهید. در این صورت هر بارضخامت دو برابر می شود در صورتی که پهنا هر دو دفعه یک بار نصف می شود.

چندین سال پیش هنگامی که بریتنی گالیوان در دبیرستان درس می خواند با این مسئله رو به رو شد که چگونه کاغذی زا 12 بار تا کند . او باید برای گرفتن نمره از یکی از کلاسهایش این مسئله را حل می کرد. بعد از آزمایش راه های مختلف او موفق شد که ورقه نازکی از طلا را 12 بار تا کند. اما مسئله طرح شده در باره کاغذ بود و نه طلا.

گالیوان بر روی معادله تعداد دفعاتی که می توان یک کاغذ با اندازه معین را تا کرد کار کرد.

که در آن L کمترین درازای کاغذ، t میزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتی است که می توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L باید یکسان باشد.

براي يک طول و ضخامت معين عبارت  بيانگر آن است که صفحه بعد از n بار تاکردن چند برابر کوچک شده است. با n=0 شروع می کنیم و به همین ترتیب به رشته ای از اعداد به این صورت می رسیم:

0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .

این به این معنی است که در تای دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذی که در تای اول از دست می رود از دست خواهد رفت.

گالیوان در کتابی با نام Historical Society of Pomona Valley چگونگی به دست آوردن این معادله و تلاشش برای حل مشکل را توضیح داده است. بالاخره در June 2002 گالیوان یک کاغذ بزرگ را 12 بار تا کرد.

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:56 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند.   


۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.



آلبرت اینشتاین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند!

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

احتمالاً بابلیان و مصریان کهن نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. در مصر هر سال رودخانه نیل طغیان می‌کرد و نواحی اطراف رودخانه را سیل فرا می‌گرفت. این رویداد تمام علایم مرزی میان املاک را از بین می‌‌برد و لازم می‌‌شد دوباره هر کس زمین خود را اندازه‌گیری و مرزبندی کند. مصریان روش علامت‌گذاری زمین‌ها با تیرک و طناب‌ را ابداع کردند. آنها تیرکی را در نقطه‌ای مناسب در زمین فرو می‌‌کردند و تیرک دیگری در جایی دیگر نصب می‌شد و دو تیرک با طنابی که مرز را مشخص می‌‌ساخت به یکدیگر متصل می‌شدند. با دو تیرک دبگر زمین محصور شده و محلی برای کشت یا ساختمان سازی مشخص می‌شد.

در آغاز هندسه برپایه دانسته‌های تجربی پراکنده‌ای در مورد طول و زاویه و مساحت و حجم قرار داشت که برای مساحی و ساختمان و نجوم و برخی صنایع دستی لازم می‌شد. بعضی از این دانسته‌ها بسیار پیشرفته بودند مثلاً هم مصریان و هم بابلیان قضیه فیثاغورث را ۱۵۰۰ سال قبل از فیثاغورث می‌شناختند.

یونانیان دانسته‌های هندسی را مدون کردند و بر پایه‌ای استدلالی قراردادند. برای آنان هندسه مهم‌ترین دانش‌ها بود و موضوع آن را مفاهیم مجردی می‌دانستند که اشکال مادی فقط تقریبی از آن مفاهیم مجرد بود. در سال ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح، یک آموزگار اهل ایونیا (که در روزگار ما بخشی از ترکیه به‌شمار می‌رود) به نام طالس، چند گزاره یا قضیه هندسی را به صورت استنتاجی ثابت کرد. او آغازگر هندسه ترسیمی بود. روش استنتاجی روشی است علمی (بر خلاف روش استقرایی) که در آن مساله‌ای به وسیله‌ی قضا‌یا و حکمها ثابت می گردد. فیثاغورث که او نیز اهل ایونیا و احتمالاً از شاگردان طالس بود توانست قضیه‌ای را که به‌نام او مشهور است اثبات (ریاضی) کند. البته او واضع این قضیه نبود.

اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی می‌‌کرد، هندسه را به صورت یک علم بیان نمود. وی حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح، تمام نتایج هندسی را که تا آن زمان شناخته بود، گرد آورد و آنها را به طور منظم، در یک مجموعه ۱۳ جلدی قرار داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند، به مدت ۲ هزار سال در سراسر دنیا برای مطالعه هندسه به کار می‌‌رفتند.

براساس این قوانین، هندسه اقلیدسی تکامل یافت. هر چه زمان می‌‌گذشت، شاخه‌های دیگری از هندسه توسط ریاضیدانان مختلف، توسعه می‌‌یافت. امروزه در بررسی علم هندسه انواع مختلف این علم را نظیر هندسه تحلیلی و مثلثات، هندسه غیر اقلیدسی و هندسه فضایی مطالعه می‌‌کنیم.

خدمت بزرگی که یونانیان در پیشرفت ریاضیات انجام دادند این بود که آنان احکام ریاضی را به جای تجربه بر استدلال منطقی استوار کردند. قبل از اقلیدس، فیثاغورث (572-500 ق.م) و زنون (490 ق.م.) نیز به پیشرفت علم ریاضی خدمت بسیار کرده بودند.

در قرن دوم قبل از میلاد ریاضیدانی به نام هیپارک، مثلثات را اختراع کرد. وی نخستین کسی بود که تقسیم بندی بابلی‌ها را برای پیرامون دایره پذیرفت. به این معنی که دایره را به ۳۶۰ درجه و درجه را به ۶۰ دقیقه و دقیقه را به ۶۰ قسمت برابر تقسیم نمود و جدولی براساس شعاع دایره به دست آورد که وترهای بعضی قوسها را به دست می‌‌داد و این قدیمی‌ترین جدول مثلثاتی است که تاکنون شناخته شده است.

بعد از آن دانشمندان هندی موجب پیشرفت علم ریاضی شدند. در سده پنجم میلادی آپاستامبا، در سده ششم، آریابهاتا، در سده هفتم، براهماگوپتا و در سده نهم، بهاسکارا در پیشرفت علم ریاضی بسیار مؤثر بودند

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
 

در ریاضیات، ریشه دوم یا جذر یک عدد حقیقی غیرمنفی x به صورت \sqrt x نشان داده می‌شود و نتیجه آن عددی حقیقی غیر منفی است که مجذورش (حاصل عددی که در خودش ضرب شود) برابر x است.

برای مثال، جذر عدد 9 برابر 3 است (به صورت \sqrt 9 = 3 نمایش می‌یابد) زیرا داریم 3^2 = 3\times3 = 9.

جذر اغلب در هنگام حل معادله درجه دوم و یا معادله‌های به شکل ax2 + bx + c = 0 استفاده می‌شود، زیرا متغیر x به توان دو رسیده‌است.

طبق قانون بنیادی جبری، دو جواب برای ریشه دوم یک عدد وجود دارد (این دو جواب در ریشه دوم عدد صفر با هم یکی هستند). برای هر عدد حقیقی مثبت دو جواب برای ریشه دوم وجود دارد که این دو جواب عددی هستند که یک بار منفی و یک بار مثبت است (به شکل \pm\sqrt x).

ریشه دوم اعدادی که مربع کامل نیستند همواره عددی گنگ است، یعنی اعداد را نمی‌توان به صورت کسری از دو عدد صحیح گویا کرد. برای مثال، \sqrt 2 را نمی‌توان دقیقاً به صورت m/n نوشت، که در آن n و m اعدادی صحیح هستند. در هر حال این عدد اندازه قطر مربعی به ضلع یک است. از مدت‌های گذشته، عدد \sqrt 2 را عددی گنگ می‌دانستند و آن را به فیثاغورث نسبت می‌دادند.

نماد ریشه دوم (\sqrt{\ } ) برای اولین بار در قرن شانزدهم استفاده شد. به نظر می‌رسد که این علامت از حرف کوچک r برگرفته شده‌است، که بیانگر واژه لاتین radix به معنای ریشه است.

 

ریشه دوم بیست عدد صحیح مثبت

\sqrt {1} =\, 1
\sqrt {2} \approx 1.4142135623 7309504880 1688724209 6980785696 7187537694 8073176679 7379907324 78462
\sqrt {3} \approx 1.7320508075 6887729352 7446341505 8723669428 0525381038 0628055806 9794519330 16909
\sqrt {4} =\, 2
\sqrt {5} \approx 2.2360679774 9978969640 9173668731 2762354406 1835961152 5724270897 2454105209 25638
\sqrt {6} \approx 2.4494897427 8317809819 7284074705 8913919659 4748065667 0128432692 5672509603 77457
\sqrt {7} \approx 2.6457513110 6459059050 1615753639 2604257102 5918308245 0180368334 4592010688 23230
\sqrt {8} \approx 2.8284271247 4619009760 3377448419 3961571393 4375075389 6146353359 4759814649 56924
\sqrt {9} =\, 3
\sqrt {10} \approx 3.1622776601 6837933199 8893544432 7185337195 5513932521 6826857504 8527925944 38639
\sqrt {11} \approx 3.3166247903 5539984911 4932736670 6866839270 8854558935 3597058682 1461164846 42609
\sqrt {12} \approx 3.4641016151 3775458705 4892683011 7447338856 1050762076 1256111613 9589038660 33818
\sqrt {13} \approx 3.6055512754 6398929311 9221267470 4959462512 9657384524 6212710453 0562271669 48293
\sqrt {14} \approx 3.7416573867 7394138558 3748732316 5493017560 1980777872 6946303745 4673200351 56307
\sqrt {15} \approx 3.8729833462 0741688517 9265399782 3996108329 2170529159 0826587573 7661134830 91937
\sqrt {16} =\, 4
\sqrt {17} \approx 4.1231056256 1766054982 1409855974 0770251471 9922537362 0434398633 5730949543 46338
\sqrt {18} \approx 4.2426406871 1928514640 5066172629 0942357090 1562613084 4219530039 2139721974 35386
\sqrt {19} \approx 4.3588989435 4067355223 6981983859 6156591370 0392523244 4936890344 1381595573 28203
\sqrt {20} \approx 4.4721359549 9957939281 8347337462 5524708812 3671922305 1448541794 4908210418 51276
+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری المذهب به نقل از سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت ، مقاله به عنوان معجزه های ریاضی وعددی در قرآن به همت سید محمد رضا بحری نوشته شده


خداوند متعال در سوره بقره آیه ی 22 می فرماید : «اگر از آنچه که بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می باشید . پس (حداقل) یک سوره مشابه آن بیاورید و در این کار از هر که خواهید کمک بگیرد . و در آیه بعد از آن می فرماید : «اگر نتوانستید که هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است» .


اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است که هر کس حتی کمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می یابد که هیچ فرد سخنوری نمی تواند چنین بیانی داشته باشد و کلام و سخن هیچ انسانی نمی تواند باشد .


معجزه قرآن فقط به معارف عمیق عقلی و اجتماعی ، علوم غیبی و معانی شگفت انگیز و شیوایی و روانی کلام محدود نمی شود و هر روز ابعاد تازه ای از شگفتیهای قرآن کشف می شود .


اکنون 20 مورد برای نمونه از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده در زیر می آوریم :


 


1ـ کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان 12 نفر می باشند . برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در ‌آن آمده است ، سوره یس آ‌یه 12 می باشد: «وکل شییء أحصیناه فی امام مبین» و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده ایم .


نام دوازده امام که جانشینان پیامبر (ص) می با شند عبارتند : 1ـ امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسین (ع) که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برادر یکدیگر می باشند و هر دو فرزند امام امیرالمؤمنین (ع) می باشند در حالی که بقیه امامان علیهم السلام نسبت به یکدیگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمد باقر (ع) 6ـ امام جعفر صادق (ع) 7ـ امام موسی کاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادی (ع) 11ـ امام حسن عسگری(ع) 12ـ امام مهدی (ع) که طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی (ع) بدست می گیرد .


برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب شریف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداکار امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام جناب سلیم بن قیس هلالی .


 


2ـ کلمه (شهر) به معنی ماه ، 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماههای یکسال است .


 


3ـ کلمه (یوم) به معنای روز ، 365 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است .


 


4ـ کلمه (ساعه) 48 بار در قرآن کریم تکرار شده است که در 24 مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در 24 مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد . بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز که 24 ساعت می باشد .


 


5ـ کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن (در زمان ماضی ، مضارع و امر) برای عاقلان 34 بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجده های واجب روزانه ، چون روزانه 17 رکعت نماز واجب است و هر رکعت 2 سجده دارد .


 


6ـ کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام 24 بار آمده است .


 


7ـ کلمه (ملائکه) به معنای فرشتگان و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن و یا جن هر کدام 88 بار تکرار شده است .


 


8ـ کلمه (استعاذه) به معنای پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام 11 بار به کار رفته است .


 


9ـ کلمه (آخرت) به معنای جهان آخرت و کلمه (دنیا) به معنای این جهان هر کدام 115 بار تکرار شده است .


 


10ـ کلمه (الحسنات) به معنای خوبی ها و کلمه (سیئات) به معنای گناهان هر کدام 180 بار تکرار شده است .


 


11ـ کلمه (الحیاه) به معنای زندگی وکلمه (الموت) به معنای مرگ هر کدام 145 بار تکرار شده است .


 


12ـ کلمه (ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام 28 پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعاً 513 بار تکرار شده است .


 


13ـ کلمه (الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام 368 بار تکرار شده است .


 


14ـ کلمه (الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام 8 بار تکرار شده است .


 


15ـ نام مبارک پیامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود می باشد و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر استفاده می شود نیز 5 بار در قرآن تکرار شده است .


 


16ـ کلمه (ایثار) به معنای گذشت و فداکاری و کلمه (شح) به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام 5 بار تکرار شده است .


 


17ـ کلمه (سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام 4 بار تکرار شده است .


 


18ـ کلمه (الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام 4 بار تکرار شده است .


 


19ـ عبارت (حزب الله) به معنای یاران خداوند و عبارت (حزب الشیطان) به معنای یاران شیطان هر کدام 3 بار تکرار شده است .


 


20ـ در قرآن کریم به اینکه 300 سال شمسی دقیقاً برابر 309 سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است .


این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید : چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را 309 ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است ؟


حضرت امیر علیه السلام فرمودند : «سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است» .


جالب اینجاست که یکی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است :


سال شمسی یهود 365 روز تمام بوده است . بنابراین 300 سال آنها می شود :


روز 109500=365×300


در حالی که سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با :


روز 109500=]48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز[ ×309


پس معلوم شد که 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یک روز کمتر نه بیشتر.


این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود . و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود .


بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه ای


می باشد که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه می باشد . زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتاً طولانی 23 سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهی در جنگ و گاهی در صلح ، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابیطالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل می شد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتابهای مختلف مدتی در کتابخانه ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد .


یکی دیگر از اعجازهای قرآن که 2 سال قبل توسط یکی از فارغ التحصیلان رشته آمار جناب آقای کوروش جم نشان کشف شده است :


 


قبل از ‌آنکه آن را توضیح دهیم ابتدا سه نکته را متذکر می شویم :


الف)همان طور که می دانیم تعداد کل آیات قرآن کریم 6236 آیه است که یک عدد زوج است .


ب) همچنین می دانیم که قرآن 114 سوره دارد پس مجموعه شماره سوره های قرآن می شود 6555 که یک عدد فرد است:


(6555=114+000+4+3+2+1)


ج) اگر شماره ی هر سوره را با تعداد آیات آن سوره جمع کنیم عدد مخصوص آن سوره بدست می آید مثلاً برای سوره حمد که اولین سوره قرآن می باشد عدد مربوط می شود 8‌ (7+1) و برای سوره بقره می شود 288(286+2) و برای سوره آل عمران عدد مربوط می شود 203 یعنی (200+3) .


حال اگر این عددهای به دست آمده برای هر سوره را به تفکیک زوج و فرد در جدول های جداگانه ای قرار دهیم نتایج شگفت آوری به دست می آید .


جدول عددهای حاصله ی فرد جدول عددهای حاصله ی زوج


آل عمران 203 فاتحه 8


مائده 125 بقره 288


انعام 171 نساء 180


0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0


جمع کل 6555 جمع کل 6236


چهار مطلب شگفت انگیز در این جدول ها دیده می شود :


الف)مجموع اعداد جدول زوج برابر است با 6236 که مساوی مجموع کل ‌آیات قرآن است و مجموع عددهای حاصل از جدول فرد برابر است با 6555 که همان عدد حاصل جمع شماره سوره های قرآن است .


 


ب) در هر جدول 27 سوره وجود دارند که تعداد کل آیات آن سوره یک عدد زوج است و بنابراین در هر جدول نیز 30 سوره وجود دارد که تعداد کل آیات آن سوره فرد است .


 


ج) در هر جدول به طور مساوی 57 سوره قرار می گیرد .


 


د) مجموع اعداد جدول زوج یک عدد زوج شده است و مجموع اعداد جدول فرد یک عدد فرد شده است .


 


بدین ترتیب حتی اگر یک آیه از یک سوره ای کم شود یا زیاد شود و یا یک سوره جابه جا شود تمام نظم فوق از بین می رود .


 


بنابراین این رابطه اثبات می نماید که یک سوره و حتی یک آیه از قرآن شریف کم و یا زیاد نشده است .


 


اکنون یک نوع دیگر از معجزات قرآن را بیان می نماییم :


 


خداوند متعال در سوره صف آیه 6 می فرماید : «و به یاد آورید هنگامی که عیسی پسر مریم گفت ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تورات را که قبل از من نازل شده تأیید می کند و بشارت دهنده هستم به پیامبری که بعد از من می آید و نام او احمد است» .


همچنین خداوند در سوره اعراف ، آیه ی 157 می فرماید : «مؤمنان کسانی هستند که از پیامبری پیروی می کنند که از هیچ بشری تعلیم ندیده است همان پیامبری که یهودیان و مسیحیان نام او را در تورات و انجیل نوشته شده می یابند» .


حال اگر در همان زمان که قرآن نازل شد ، نام پیامبر در تورات و انجیل وجود نداشت فوراً علمای یهود که دائماً از نزدیک مراقب اسلام بودند برای اثبات عدم حقانیت قرآن به مسلمانان اعلام می کردند که چنین چیزی نیست و تورات و انجیل را به مسلمانان نشان می دادند .


در حالی که چنین چیزی اتفاق نیفتاد و خود این مسأله نشانگر این است که نام مبارک پیامبر در زمان نزول این آیات در کتابهای مقدس یهودیان و مسیحیان بوده است و آنها با این نام مقدس کاملاً آشنایی داشته اند به همین دلیل خداوند متعال در سوره انعام آیه 20 می فرماید : «اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) پیامبر را می شناسند همچنانکه فرزندان خود را می شناسند» .


اما در قرنهای بعد نام آن حضرت و اوصاف او را از تورات و انجیل به تدریج حذف کردند . و حتی مطالب شرم آوری را درباره بعضی از انبیاء الهی وارد کردند تا کارهای زشت خود را توجیه کنند لذا خدای متعال در قرآن کریم نقشه آنها را خنثی نمود و چهره پاک و واقعی انبیاء را مشخص نمود . البته در بعضی موارد کتابهای مقدس که از تحریف به میزان زیادی مصون مانده اند مثل انجیل برنابا نام مبارک پیامبر و اوصاف آن حضرت وجود دارد .


و در سایر کتابهای مقدس ادیان دیگر نیز نام و مشخصات آن حضرت آمده است .


برای نمونه :


در کتاب تورات سفر تکوین باب 20 چنین آمده است : «خدای متعال به حضرت ابراهیم بشارت داد به فرزندی که نامش اسماعیل است و اینکه نسل او را بسیار فرماید و در ذریه اش دوازده امیر و یک امت بزرگ قرار خواهد داد » .


توضیح :


بنی اسرائیل از نسل حضرت اسحاق می باشند و پیامبر اسلام (ص) از نسل حضرت اسماعیل می باشد و منظور از 12 امیر همان 12 امام معصوم علیهم السلام می باشند .


علاقمندان می توانند برای اطلاعات بیشتر به کتاب (بشارات عهدین) نوشته دانشمند معظم جناب آقای محمد صادقی و کتاب (محمد (ص) در تورات و انجیل) نوشته داود عبدالأحد مراجعه کنند .


یکی از معجزات غیبی قرآن این بود که خداوند در سوره احزاب آیه 40 می فرماید :«محمد پیامبر خدا و آخرین پیامبران است»‌


حال اگر محمد (ص) پیامبر واقعی خدا نبود هیچگاه نمی توانست و حتی شاید لازم نمی دید که با صراحت بگوید که بعد از او پیامبری دیگر نخواهد آمد چون به آینده اطلاع نداشت که پیامبری بعد از او نخواهد آمد .


اکنون چند روایت درباره اهمیت و عظمت قرآن ذکر می نماییم :


حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند : از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود : «دیری نپاید که فتنه ها برپا گردد . عرض کردم یا رسول الله ! راه فرار و رهایی از فتنه ها چیست؟ پیامبر (ص) فرمودند : «قرآن کتاب خدا»‌ کتابی که اخبار گذشتگان و آیندگان شما در آن آمده است کتابی که حل و فصل اختلافات و کشمکش های شما در آن می باشد و کتابی که می تواند حق و باطل را به آسانی از هم جدا و روشن سازد . حقیقتی که هزل و شوخی در آن راه ندارد . کتابی که هر ستمگری آنرا به دور اندازد خداوند کمر او را می شکند . آن همان ریسمان محکم الهی است که ارتباط انسان با خدای بدان وابسته است .


با همان کتاب است که گفتگوهای باطل و بی فایده پایان می پذیرد ، دانشمندان از خواندن و تفکر در آن سیر نمی شوند و با گذشت روزگار و قرنها کهنه و فرسوده نمی شود . کتابی است که عجایب و مزایای آن بی پایان است . این قرآن همان گفتاری است که وقتی جنیان‌ آن را شنیدند دلباخته ی آن گردیدند و بی اختیار گفتند : ما قرآن شگفت آوری می شنویم که که به سوی سعادت رهبری می کند ».


همچنین در حدیث دیگری حضرت امیر علیه السلام می فرمایند : «قرآن آن نور مطلق است که غروب در آن راه ندارد ، دریای عمیق و پهناوری است که عمق آن پیدا نیست مایه ی عزت و سربلندی است که یاران واقعی آن خوار و مغلوب نخواهند گردید . قرآن کتابی است که خداوند آن را سیراب کننده ی تشنگان علم و بهار دلهای دانشمندان و آخرین مقصد نیکان و صالحان قرار داده است» .


حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند : «قرآن برنامه ی سعادت و زندگی انسانهاست که از طرف پروردگارشان برای آنان تنظیم گردیده است . مرد مسلمان کسی است که برنامه ی خود را مورد دقت قرار دهد و هر روز حداقل پنجاه آیه از آن را تلاوت کند » .


اکنون چند آیه از قرآن کریم را برای تبرک می آوریم


سوره مبارکه نساء آیه 135 : ای کسانی که ایمان آورده اید ! کاملاً قیام به عدالت کنید برای خدا گواهی دهید ، اگر چه این گواهی به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما تمام شود . چرا که اگر آنها ثروتمند و یا فقیر باشند ، خداوند سزاوارتر است که از ‌آنان حمایت کند . بنابراین از هوا و هوس پیروی نکنید که از حق منحرف خواهید شد .


 


سوره مبارکه آل عمران آیه های 133 و 134 و 135 : و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن برابر ‌آسمانها و زمین است که برای پرهیزگاران آماده شده است . همانهایی که در ثروتمندی و فقر انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم درمی گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد . همانهایی که وقتی مرتکب عمل زشتی بشوند یا به خود ستم کنند ، به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد. و بر گناه در حالی که می دانند گناه است اصرار نمی ورزند .


 


سوره مبارکه بقره آیه 177 : نیکی ، این نیست که به هنگام نماز روی خود را به سوی مشرق یا مغرب بچرخانید . بلکه نیکی و نیکوکار کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران (از ته قلب) باور داشته باشد و قسمتی از مال خود را با همه علاقه ای که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و واماندگان در راه و تقاضاکنندگان و بردگان انفاق می کند ، نماز را برپامی دارد و زکات را می پردازد و همچنین کسانی که به عهد و قول خود وفا می کنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان مبارزه استقامت به خرج می دهند . اینها کسانی هستند که راست می گویند و گفتارشان با عملشان هماهنگ است و اینها هستند پرهیزگاران .


 


سوره مبارکه بقره قسمتی از آیه 275 : و کسانی که ربا می خورند (در روز قیامت) برنمی خیزند مگر مانند دیوانه ای که تعادل خود را نمی تواند حفظ کند و مرتب زمین می خورد . این مجازات به خاطر آن است که آنها در دنیا گفتند : «داد و ستد هم مانند ربا است و تفاوتی میان آن دو نیست» . در حالی که خدا داد و ستد را حلال کرده و ربا را حرام .


 


سوره مبارکه بقره آیه 276 : «خداوند سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد و خداوند افراد بسیار کافر گنه پیشه (یعنی رباخواران) را دوست ندارد» .


 


سوره مبارکه بقره قسمتی از آیه شریفه 279 : «پس اگر ربا را ترک نکردید آگاه باشید که به جنگ خداوند و پیامبرش برخاسته اید» .


 


همچنین در حدیثی پیامبر اسلام(ص) می فرمایند : «هر کس یک درهم ربا خورد مانند آن است که با مادر خود در خانه کعبه زنا کرده است» .


 


سوره مبارکه عنکبوت آیه 26 و 27 و 28 : «و لوط به ابراهیم ایمان آورد و ابراهیم گفت : من به سوی پروردگارم هجرت می کنم که او صاحب قدرت و حکمت است . و در سن پیری اسحاق و یعقوب (اسرائیل) را به او بخشیدیم و نبوت و کتاب آسمانی را در نسل او قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است . و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت : شما عمل بسیار زشتی انجام می دهید که هیچ یک از موجودات جهان قبل از شما آن را انجام نداده است . شما به سراغ پسران (مردان) می روید و راه تداوم نسل و شرافت انسان را قطع می کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می دهید . اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند : اگر راست می گویی عذاب الهی را برای ما بیاور . لوط عرض کرد : پروردگارا مرا در برابر این قوم فاسد یاری فرما » .


 


سوره مبارکه نمل آیات 54 الی 56 : «و یاد کن لوط را که چون به قوم خود گفت : «آیا دیده و دانسته مرتکب عمل ناشایست (لواط) می شوید ؟ آیا شما به جای زنان از روی شهوت با مردها درمی آمیزید ؟ ]نه![ بلکه شما مردمی هستید که خود را به نادانی زده اید . اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند : خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید که آنها مردمی هستند که به پاکی تظاهر می نمایند» .


 


سوره مبارکه هود آیات 77 الی 83 : «و هنگامی که فرستادگان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط ‌آمدند ، از آمدنشان ناراحت شد ، و قلبش پریشان گشت و گفت : امروز روز سختی است ! (زیرا آنها را نشناخت و از این ترسید که قوم تبهکار مزاحم آنها شوند) قوم او به قصد مزاحمت میهمانان به سرعت به سراغ او آمدند . لوط گفت : ای قوم من ! اینها دختران منند و برای شما پاکیزه ترند با آنها ازدواج کنید و از زشتکاری دست بردارید از خدا بترسید و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید آیا در میان شما یک مرد فهمیده و‌آگاه وجود ندارد؟! قوم لوط گفتند : تو که می دانی ما تمایلی به دختران تو نداریم و خوب می دانی ما چه می خواهیم . لوط گفت : افسوس ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود تا می دنستم با شما زشت سیرتان ددمنش چه کنم . فرشتگان عذاب گفتند : ای لوط ما فرستادگان پروردگار توایم آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد در دل شب خانواده ات را از این شهر حرکت ده مگر همسرت که او هم به همان بلایی که ‌آنها گرفتار می شوند گرفتار خواهد شد . موعد عذاب آنها صبح است : آیا صبح نزدیک نیست؟!


 


و هنگامی که فرمان ما فرا رسید ، آن شهر و دیار را زیر و رو کردیم و بارانی از گدازه های آتشی و خاکستر آتشفشانی برایشان فرو فرستادیم . سنگهایی که نزد پروردگارت هدفدار شده بود و این گونه عذاب ها از اینچنین ستمگرانی دور نخواهد بود » .


 


لازم به تذکر است که یکی از علائم آخرالزمان زیاد شدن عمل بسیار زشت لواط می باشد .1


 


سوره مبارکه مائده آیه 46 و 47 : «و به دنبال پیامبران گذشته ، عیسی (مسیح) پسر مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که قبل از او فرستاده شده بود تأیید می کرد و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور و موعظه بود برای پرهیزگاران . اهل انجیل نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم ننمایند ، بدکارند» .


 


سوره مبارکه آل عمران آیه 54 و 55 : «و دشمنان مسیح برای نابودی او و دینش نقشه کشیدند و خداوند نیز برای حفظ او و دینش نقشه کشید و خداوند بهترین چاره جویان است هنگامی که خدا به عیسی فرمود : من تو را برمی گیرم و به سوی خود بالا می برم و تو را از کسانی که کافر شدند پاک می سازم و کسانی را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت بالاتر از کسانی که کافر شدند قرار می دهم . سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما در آنچه اختلاف داشتید داوری می کنم» .


 


سوره مبارکه آل عمران 113 و 114 و 115 : «همه مسیحیان و یهودیان یکسان نیستند گروهی از آ‌نان هستند که به حق و ایمان قیام می کنند و پیوسته در اوقات شب آیات خدا را می خوانند در حالی که سجده می نمایند . به خدا و روز قیامت ایمان می آورند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و در انجام کارهای نیک سبقت می گیرند و آنها از صالحانند . و آنچه از اعمال نیک انجام دهند ، پاداش شایسته آن را می بینند و خدا از پرهیزگاران آگاه است » .


 


سوره مبارکه مائده آیه 82 : «به طور مسلم ، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود (منظور علما و سران آنها می باشد) **و مشرکان خواهی یافت و به طور مسلم نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می یابی که می گویند : «ما یاران عیسی هستیم» این به خاطر آن است که در میان ‌آنها ، افرادی عالم و تارک دنیا وجود دارند و آنها در برابر حق تکبر نمی ورزند» . البته به فرموده امام ششم شیعیان حضرت امام صادق (ع) (ناصبی ها از یهود هم بدترند) توضیح: ناصبی ها به گروهی گفته می شود که نسبت به دوازده امام بی احترامی کرده و شیعیان 12 امام را مورد اذیت و آزار قرار می دهند.


 


سوره مبارکه شمس آیه های 1و2و 3 : 1)والشمس و ضحاها : سوگند به خورشید و گسترش نور آن 2)والقمر اذا تلاها : سوگند به ماه هنگامی که پس از آن می آید 3)و النهار اذا جلاها : سوگند به روز هنگامی که جهان را روشن سازد .


 


البته قرآن دارای یک معنی ظاهری است و معانی عمیق و غیرظاهری هم در بسیاری از آیات وجود دارد . از جمله در همین 3 آیه فوق می باشد . از امام ششم حضرت صادق علیه السلام روایت شده که منظور از خورشید ، وجود مبارک پیامبر اسلام و منظور از گسترش نور آن دین اسلام می باشد . و منظور از ماه وجود مبارک امام اول حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام می باشد که بعد از پیامبر حجت خدا بر تمام مردم زمین است و منظور از روز وجود مبارک امام دوازدهم (مهدی موعود (عج)) می باشد که جهان را با نور عدل و توحید روشن خواهند فرمود .


 


به امید روزی که امام دوازدهم حضرت مهدی موعود علیه السلام و یار عزیزش حضرت مسیح(ع) و سایر یاران بزرگوار آن حضرت ظهور یابند و انتقام پیامبر اسلام و دختر پاک و مظلوم او یعنی حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام و دو فرزند شهیدش امام حسن و امام حسین علیه السلام را از ظالمان بزرگ تاریخ و بشریت و دوستان و پیروان آنها بگیرند و حقیقت قرآن را بر سراسر جهان حکمفرما نمایند . و این آرزویی است که خداوند متعال همانگونه که در سوره انبیاء آیه 105 فرموده است وعده آن را در کتاب های مقدس گذشته نیز داده است : و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ترجمه : و در «زبور» بعد از تورات نوشتیم : مسلماً سراسر زمین را بندگان شایسته ام وارث خواهند شد.


 


ضمناً از پیامبر اسلام(ص) روایات بسیار زیادی درباره امام دوازدهم بعد از خود و اینکه او از فرزندان فاطمه (ع) است نقل شده است که جناب آقای آیت اله صافی گلپایگانی در کتاب ارزشمند و معروف خود به نام «برگزیده روایات درباره امام دوازدهم (عج)» صدها روایت را از دهها کتاب معتبر شیعه و اهل سنت درباره وجود مبارک امام دوازدهم از پیامبر اسلام (ص) جمع آوری نموده اند .


در پایان چند بیت شعر تقدیم به حضرت امام زمان (عج)


شاها درخت د ین تویی ، پیوند ماء و تین تویی ، در سینه سینین تویی ، زیتون تویی و تین تویی


مقصود زین آئین تویی ، و رشد زمین زیر و زبر ، ای یار غایب از نظر


روی تو دیدم جان شدم ، وز صنع تو حیران شدم ، از نرگست گریان شدم وز هیبتت آرام شدم


ای پادشاه بحر و بر ، ای یار غایب از نظر


ای پادشاه جم بیا ، وی قبله اعظم بیا ، ای صاحب خاتم بیا ، ای منجی عالم بیا ،


ای وارث آدم بیا ، وی زاده خیر البشر ، ای یار غایب از نظر


بنگر شها روی زمین ، با آن نگاه نازنین ، از لاله و از یاسمین ، از ظلم و جور و کفر و کین


از هند و ری تا روم و چین عالم به راهت منتظر ، ای یار غایب از نظر


 


منتخبی از سخنان امام امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه


لزوم پیروی از اهل بیت (خطبة‌97 نهج البلاغه) به اهل بیت پیامبر خود بنگرید و به همان سو روید که آنان می روند و شیوة‌ آنان را پیروی کنید . که شما را از دایرة هدایت خارج نمی کنند . و به گرداب گمراهی باز نمی گردانند . اگر ایستادند بایستید و اگر حرکت کردند حرکت کنید . از آنان جلو نیفتید که گمراه می شوید و عقب نمانید که هلاک می گردید .


 


تداوم امامت تا ظهور امام دوازدهم علیه السلام : (خطبة 100 نهج البلاغه) : بدانید که آل محمد (ص) همچون ستارگان آسمان هستند ، هرگاه ستاره ای غروب کند ستارة دیگری طلوع نماید . گویی می بینم که در زمان ظهور مهدی (ع) خداوند نمعت هایش را بر شما کامل نموده و شما را به آرزوهایتان رسانده .


 


عظمت اهل بیت : (خطبه 109 نهج البلاغه) : ما درخت نبوت ، جایگاه فرود رسالت ، محل آمد و شد فرشتگان ، معدن های علم و چشمه های حکمتیم ، یاران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کینه توزان ما در انتظار کیفر و لعنت خداوند به سر می برند .


 


ضروت پیروی از امامان دوازده گانه :(خطبة 154 نهج البلاغه) : جمعی در دریای فتنه غرق شدند ، به بدعتها چنگ زدند و سنت ها را رها کردند . مؤمنان گوشه ای نشستند و گمراهان و دروغ گویان به زبان آمدند . ما اهل بیت همچون پیراهن تن پیامبر به او نزدیک هستیم . ما یاران و گنجینه های علم و ابواب رسالتیم ، به درون خانه جز از درب آن نمی توان در آمد و هر کس از غیر در وارد شود او را دزد خوانند . آیات کریمة قرآن دربارة اهل بیت است و آنان ذخایر خدای رحمانند . اگر سخنی بگویند راست گویند و اگر خاموش باشند کسی بر آنان پیشی نگیرد .


 


فضیلت امامان معصوم علیهم السلام : (خطبه 152 نهج البلاغه) :امامان معصوم از سوی خداوند اداره کنندة امور مردم و مراقب بندگان خدا هستند . تنها کسانی که آنان را می شناسند و آنان نیز او را می شناسند وارد بهشت می شوند و کسی که آنان را انکار دارد و آنان نیز او را انکار دارند وارد دوزخ می گردد .


 


آخر الزمان: (خطبه 103 نهج البلاغه) :در آخرالزمان نجات نمی یابد مگر مؤمنی که گمنام است . اگر در میان مردم باشد شناخته نمی شود ، و اگر در میان جمع نباشد به جستجویش برنخیزند . آنان چراغ های هدایت و نشانه های روشن اند برای کسانی که در تاریکی راه می پیمایند . اینان سخن چینی نمی کنند و عیبهای نهان دیگران را فاش نمی کنند و سخن بیهوده بر زبان جاری نمی کنند . خداوند درهای رحمت خویش را به روی آنان می گشاید و رنج و سختی عذاب خویش را از آنان برطرف می سازد . ای مردم به زودی زمانی بر شما خواهد آمد که اسلام را واژگون کنند (که هر چه در آن است بریزد) ای مردم خداوند شما را پناه داده از این که بر شما ستم کند . ولی پناه نداده و تضمین نکرده که شما را آزمایش نکند . خدای جلیل و بزرگ فرموده : «ان فی ذلک لایات و ان کنا لمبتلین » همانا در این امر نشانه هایی است و ما آزمایش کننده ایم (سوره مبارکه مؤمنون آیه 30).


 


فضیلت یاد خدا و آموختن قرآن : (خطبه 110 نهج البلاغه) : خدا را یاد کنید و به آن بشتابید که بهترین ذکر است . و به آنچه پارسایان را وعده داده رغبت کنید که وعدة او راست ترین و عده هاست ، و از رهنمودهای پیامبرتان پیروی کنید که برترین هدایت است ، و به سنت او عمل کنید که هدایت کننده ترین سنت هاست . و قرآن را بیاموزید که بهترین سخن است و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست و از نورش درمان بجوئید که شفای سینه هاست ، و آن را نیکو تلاوت کنید که سودمندترین سرگذشت هاست .


 


دشمنی سران قریش با پیامبر : (خطبه 192 نهج البلاغه) : من با پیامبر (ص) بودم آنگاه که سران قریش نزد ایشان آمدند و گفتند : ای محمد تو چیزی را ادعا می کنی که بسی بزرگ است و پدرانت و احدی از خاندانت تا کنون آن را ادعا نکرده اند . ما از تو چیزی می خواهیم که اگر آن را بپذیری و به ما نشان دهی می فهمیم که تو پیامبر و فرستاده خدایی و اگر چنان نکنی می فهمیم که دروغگویی ، پیامبر (ص) فرمودند : چه می خواهید ؟ گفتند : این درخت را برای ما بخوان تا از ریشه در آید و پیش آید و در برابرت بایستد پیامبر (ص) فرمودند : خداوند بر هر کاری تواناست ، اما ایا اگر خداوند برای شما چنین کرد ایمان می آورید و به حق شهادت می دهید ؟ گفتند : آری ، پیامبر (ص) فرمودند : پس من آنچه را که می خواهید به شما نشان می دهم ولی می دانم که شما به راه خیر باز نمی گردید . در میان شما کسانی هستند که به چاه افکنده می شوند ] این از پیشگویی های پیامبر (ص) بود . سالها بعد در جنگ بدر جسد عتبه و شیبه پسران ربیع و امیه و پسران عبد شمس و ابوجهل و تنی دیگر از مشرکان قریش در چاه افکنده شد [ و نیز کسی است که جنگ احزاب را فراهم می آورد . ] او همان ابوسفیان پدر معاویه است که جنگ احزاب را شکل داد و سرانجام شکست خورد و این نیز از پیشگویی های پیامبر (ص) بود که سالها بعد تحقق یافت[ . آنگاه پیامبر (ص) فرمودند : ای درخت ، اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی که من فرستاده خدا هستم . به اذن خدا با ریشه از زمین کنده شو و به پیش آی و در برابر من بایست . سوگند به خدایی که پیامبر (ص) را به حق برانگیخت درخت با ریشه هایش از زمین کنده شد و در حالی که آوازی شدید و صدایی چون صدای بال پرندگان داشت تا آنکه مانند پرنده ای بال گشود و نزد پیامبر (ص) ایستاد . و شاخه های بلند خویش را بر سر پیامبر (ص) قرار داد . قوم قریش این حادثه را مشاهده کردند از روی برتری خواهی و تکبر گفتند : حال بگو نصف درخت به مکان اولش برگردد و نصف دیگر باقی بماند . پیامبر (ص) نیم تنة درخت را فرمود که باز گردد و او بازگشت . من گفتم : لا اله الا الله ، ای رسول خدا من اولین کسی هستم که به تو ایمان می آورد ، و نخستن کسی هستم که گواهی می دهد به پیامبری تو اما دیگران جملگی گفتند : تو جادوگری دروغگو که جادویت شگفت و ماهرانه است ! و آیا رسالت تو را جز امثال این شخص (یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام) قبول می کند؟


 


اهمیت دانش:(خطبه 105 نهج البلاغه) :پس به سوی دانش بشتابید ، پیش از آنکه بوتة آن خشک شود و فرصت گرفتن علم از منبع آن و اهل آن دست رود . و از کار زشت باز ایستید و دیگران را از آن بازدارید . چه به باز ایستادن پیش از باز داشتن مأمورید .


 


دشواری ایمان :(خطبه 189 نهج البلاغه) : حقیقت امر ما هل بیت دشوار است و بر مردم سخت آید و آن را جز بندة مؤمنی که خداوند قلبش را برای ایمان آزموده تحمل نتواند کرد و جز سینه های امین ، و عقل های متین در نیابد و فرا نگیرد . ای مردم پیش از آنکه مرا از دست دهید پرسش های خود را باز گویید که من به راههای آسمان داناتر از راههای زمینم .


 




سلمان فارسی از پیامبر اسلام (ص) نقل می کند که فرمودند در آخر الزمان منکر معروف می شود و معروف منکر . انسان امانتدار خائن شمرده می شود و خائن امانتدار ، دروغگو راستگو شمرده می شود و راستگو دروغگو ، نماز ضایع می شود و در آن وقت اکتفا کنند مردان به مردان و ریاست زنان رواج می یابد و نشستن کودکان به منبرها ، نقش و طلاکاری کنند مسجدها را مانند معابد یهود و تعظیم کنند ثروتمندان را ، ‌آرایش کنند مردات امت من به مانند زنان و در آن وقت تغییر در دین ظاهر می شود و به نیرنگ حلال کنند ربا را و داد و ستد شود رشوه و در آن وقت طلاق زیاد گردد و جاری نشود حدی برای خداوند و اشرار امت بر آنان مسلط گردند . یاد گیرند قرآن را برای غیر خدا تا اینکه مؤمن شود خوارتر از همه . جثه ‌آنها مانند آدمیان است و دل آنها دل شیاطین .


** - دلیل این امر این بوده است که اکثر علمای یهود 3 صفت بسیار زشت داشته اند :


1)تحریف کننده دین خدا و احکام الهی برای خوشایند زمامداران


2)پول پرست و مال اندوز


3)بنده قدرت و تشنه قدرت بودند .


لذا در تاریخ می بینیم که تعداد زیادی از پیامبران الهی مثل حضرت عیسی و زکریا ـ توسط این گروه از علمای یهود مورد اذیت و آزار فراوان قرار گرفتند و حتی تعداد زیادی از پیامبران و صالحان توسط آنها به شهادت رسیدند مانند حضرت زکریا و حضرت یحیی (ع) البیته این مسأله فقط به دین یهود اختصاص ندارد و حتی در اسلام که دین حق خداوند در زمین است اگر روحانیت آنها چنین صفاتی پیدا کنند این آیه شریفه شامل آنها هم می شود .

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
دانستنیهایی که کمی به ریاضیات مربوطند!

 اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.

ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.  

تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!!

تعداد انسان‌هايي كه به وسيله خر كشته مي‌شوند، از انسان‌هايي كه در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.

چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.

هر تكه كاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا كرد.

در هرم خئوپوس در مصر كه 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به كار رفته كه مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.

اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يك خط بگذاريم، تقريبا 97000 كيلومتر مي‌شود.

وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.

عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌كه خارج قسمت كسري داشته باشد.

30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌كنند، در زير خاك مدفون شده‌اند.

شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت مي‌كند.

در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الكترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌كند و تصويري را كه شما تماشا مي‌كنيد، بوجود مي‌آورد.

شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يك به 64 ميليارد است.

قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر كوتاه مي‌شود.

چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشكي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. ركوردي كه حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشكنند.

شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد.

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
سال ها پيش در يكي از كلاس هاي رياضيات مدارس آلمان، آموزگار براي اينكه مدتي بچه ها را سرگرم كند و به كارش برسد؛ از آنها خواست تا مجموع اعداد از يك تا صد را حساب كنند. پس از چند دقيقه يكي از شاگردان كلاس گفت: مجموع اين اعداد را پيدا كرده و حاصل عدد ۵۰۵۰ مي شود. با شنيدن اين عدد معلم با حيرت فراوان او را به پاي تخته برد تا روش محاسبه خود را توضيح دهد. به نظر شما اين شاگرد باهوش كه بعدها يكي از بزرگ ترين و معروف ترين رياضيدانان دنيا شد،

چه روشي را به كار بست؟ او اعداد يك تا صد را به رديف پشت سرهم نوشت، سپس بار ديگر همين اعداد را بالعكس، اين بار از صدتا يك، درست در رديف زيرين اعداد قبلي نوشت. طوري كه هر عدد زير عدد رديف بالاتر قرار گرفت.وي مشاهده كرد كه مجموع هر كدام از ستون هاي به وجود آمده ۱۰۱ است. سپس نتيجه گرفت كه صد تا عدد ۱۰۱ داريم كه حاصل مجموع آنها مي شود ۱۰۱۰۰=۱۰۱*۱۰۰. پس از آن تنها كافي بود كه اين مجموع به دست آمده نصف شود يعني:
۵۰۵۰=۲/۱۰۱۰۰

شايد «شارل فردريك گاوس» شاگرد با ذكاوت كلاس كه اين روش جالب را به كاربرد، آن هنگام نمي دانست، روش بسيار كارا و مفيدي را براي جمع بستن رشته اي از اعداد ارائه داده است كه تا ساليان سال مورد استفاده رياضيدانان خواهد بود.اكثر مفاهيم رياضي به قدري با زندگي روزمره ما گره خورده است كه تمام مردم بدون آگاهي داشتن و واقف بودن به آن، از كنارش مي گذرند و تنها كاربر خوبي هستند و بس! حتماً تا به حال با اين عبارات در راديو، تلويزيون يا موارد مختلف ديگر برخورد كرده ايد: «وزارت آب و يا وزارت نيرو اعلام كرده است كه ميزان پرداختي قبض ها به صورت تصاعدي بالا مي رود و از مصرف كنندگان تقاضا نمود كه نهايت صرفه جويي را درمصرف آن داشته باشند.» حتماً در بيشتر موارد نيز از اينكه هزينه مصرف آب يا برق شما بسيار گران شده است گله مند و شاكي بوده ايد و بسيار تعجب كرده و يا شايد هم فكر كرد ه ايد كه اشتباهي رخ داده است! اما در واقع اين چنين نبوده است. بلكه اين وزارتخانه ها و جاهاي ديگر از اين قبيل با به كار بردن يك مفهوم ساده رياضي كه از روابط جالب بين اعداد نشات مي گيرد، تلاش نموده اند با اين روش اندكي از مصرف سرانه انرژي هاي مفيد در كشور بكاهند. بسياري از رشته هاي اعداد در رياضيات از قاعده و قانون خاصي پيروي مي كنند. بدين صورت كه مثلاً هر عدد نسبت به عدد قبلي خود به اندازه ثابتي كاهش يا افزايش مي يابد، به اين رشته از اعداد تصاعد «عددي» (حسابي) گويند. براي مثال در رشته اعداد ۱، ۴، ۷، ۱۰، ۱۳ و ... هر عدد نسبت به عدد قبلي خود سه واحد بيشتر است. حال رشته اي از اعداد را در نظر بگيريد كه در آن هر عدد نسبت به عدد ماقبل خود به اندازه توان هايي از يك عدد ثابت افزايش يا كاهش يافته باشد. به اين رشته از اعداد تصاعد «هندسي» گويند.

براي مثال رشته اعداد ۱، ۲، ۴، ۸، ۱۶ و... را در نظر بگيريد. اگر كمي دقت كنيد متوجه مي شويد كه هر عدد نسبت به عدد قبلي خود، دو برابر شده است. به عبارت ديگر در اين رشته از اعداد با توان هايي از عدد ۲ و يا اعداد ديگر مواجه هستيم.

يعني :...و۲۴، ۳ ۲، ۲ ۲۲۱۲۰،، به ترتيب از چپ به راست مي شود ...و ۱۶، ۸، ۴، ۲۱،

اگر كمي حوصله كنيد و با ما همراه باشيد مثال ها و داستان هاي جالبي از خاصيت شگفت آور اين رشته از اعداد خواهيد خواند كه حتماً متعجب مي شويد.

در گذشته هاي دور، يكي از پادشاهان هندوستان به ازاي ياد دادن سرگرمي خوبي به او، جايزه بزرگي تعيين كرد. مي دانيد كه هندي ها در ابداع و اختراع روابط شگفت انگيز بين اعداد بسيار توانا هستند و تاريخچه بلندي در اين زمينه دارند.
روزي يكي از همين دانشمندان متبحر كار با اعداد، نزد پادشاه رفت و بازي شطرنج را به او آموخت. كسي چه مي داند، شايد بازي شطرنج از همان زمان اختراع شده باشد.اين مرد زيرك به ازاي سرگرمي خوبي كه به پادشاه آموخته بود از وي خواست تا به ازاي ۶۴ خانه شطرنج به او گندم دهد. بدين ترتيب كه از يك دانه گندم براي خانه اول آغاز كند و به هر خانه شطرنج كه رسيد تعداد دانه هاي گندم را نسبت به خانه قبل دو برابر افزايش دهد. مثلاً براي روز چهارم پادشاه مي بايست تعداد ۱۶=۲۴ دانه گندم به مرد فاضل بدهد. مرد خردمند شرط كرد كه در صورت عدم توانايي پرداخت اين گندم ها از سوي پادشاه مي بايد تاج و تخت هندوستان را براي هميشه ترك كند. پادشاه نيز با كمال ميل پذيرفت و در دل به بي خردي آن ناشناس خنديد. مسلماً در روزهاي اول مشكلي وجود نداشت. اما مشكل اصلي از آنجا شروع مي شد كه اين اعداد به صورت شگفت آوري بزرگ مي شدند. در روز دهم تعداد ۱۰۲۴=۲۱۰ دانه گندم بايد پرداخت مي شد كه تعداد زيادي نيست. اما روز بيستم تعداد قابل ملاحظه اي مي شود يعني ۵۷۶/۰۴۸/۱=۲۲۰ دانه گندم. فكر مي كنيد وقتي كه به روز آخر يعني خانه شصت و چهارم برسيد چه اتفاقي بيفتد. درست حدس زده ايد پادشاه ما به ....=۲۶۴ دانه گندم نياز دارد كه اين تعداد گندم با تمام دانه هاي شن و ماسه موجود بر روي زمين برابري مي كند! در روزهاي آخر اين شرط تازه پادشاه هند متوجه شد كه چه كلاه بزرگي سرش رفته است اما چاره اي جز كناره گيري از تاج و تخت نبود!مثال هاي بسياري از اين دست موجود است كه به قدرت شگرف اعداد و بيشتر از آن به قدرت تفكر انسان هايي كه راه سود بردن از آن را بدانند اشاره مي كند.
+ نوشته شده در  86/08/14ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات ، سعي ميكنند به روشهاي  گوناگون

 متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده ي  رياضي را به او بياموزند . براي اينكه كودك بهترين كمك را

دريافت كند ، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن

است فشار را   كاهش  داد . انگيزه ي يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي

 روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند ،  مي توان  قوي تر

ساخت .

 

·                     سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي ، شناخت كودك را از دنياي

 

 اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روش هاي آزار دهنده اي براي آموزش  مفاهيم

 

رياضي  سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد

 

تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد .

 

 

 

·                     با كاربرد روزمره رياضي در زندگي ، كودك به اهميت  اين مهارت پي خواهد برد.

 

مثلا به هنگام پرداخت صورت حساب خريد يا اندازه گيري متراژ منزل يا محاسبه وزن مواد

 

غذايي در آشپزي ، مي توان كودك را به كمك طلبيد . با توضيح شغل هاي

 

مختلف مثل مهندسان ، دارو سازان  و  ستاره شناسان ، ديد گاه او به كاربرد رياضي گسترده

 

تر خواهد شد .

 

 

·                     با صداي بلند حساب كردن در منزل يا فروشگاه ، كه  روند محاسبه را به كودك

 

نشان مي دهد  نيز روش موثري است . مثلا ، وقتي كودك از شما تقاضاي شيريني مي كند

 

با گفتن اينكه " خوب ، اگر از اين پنج شيريني  يكي را  تو بخوري و يكي هم  خواهرت بخورد

 

براي من و پدرت چند تا باقي مي ماند؟ " از او بخواهيد كه او هم با صداي بلند حسابش را به

 

شما بگويد . مهمتر از جواب درست يا نادرست او ، روالي است  كه او براي رسيدن به جواب

 

استفاده مي كند .

 

 

 

 

·                     بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او ، گاهي و نه هميشه ، ماشين حساب

 

و نرم افزار هاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد

 

خواهد بود .

 

 

·                     يك ساعت عقربه اي براي كودك تهيه كنيد . گاهي از او سئوالاتي در مورد زمان 

 

بپرسيد . مثلا : "  اگر برادرت ساعت 4 بيايد ، چند دقيقه ي ديگر بايد منتظر باشيم ؟"

 

 

 

 

·                     از كودك بخواهيد وزن اشيا ، لوازم منزل ، كتاب و ... را حدس بزند . خود شما هم

 

 حدس بزنيد و بعد با ترازو تعيين كنيد كه كدام يك  نزديكتر حدس زده است .    يك  روش ديگر

 

جمع زدن اندازه ي  قد يا وزن اعضاي خانواده است تا معلوم شود در مجموع قد يا وزن خانواده 

 

شما چقدر است .اين روش براي تمرين جمع اعداد سه  يا دو  رقمي مناسب است . 

 

 

·                     بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و

 

محاسبه آن آشنا مي كند . بازي هايي مثل مونو پولي ،هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان

 

جالب است . يك بازي ديگر هم  پيشنهاد مي شود:  با كمك يك  تاس اعداد ، اعضاي خانواده 

 

 عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني -مثلا يك توماني - دريافت

 

مي كنند  ، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد ، آنرا با اسكناس يا  سكه ي

 

پر ارزش تر ، معاوضه مي كنند . وقتي بودجه فرضي تمام شد ، كسي كه بيشترين ميزان پول

 

را بدست آورده است ، برنده مي شود .  در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين

 

براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و

 

آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود .

 

 

 

·                     يك روش براي آشنايي وي با مفهوم حجم ، وزن و نسبت اين است كه با كمك

 

ظروف اندازه گيري از او بخواهيد مقادير برنج ، حبوبات يا مايعات را براي تهيه ي غذا پيمانه

 

كند .

 

گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند . در اين شرايط ، معلمان بهترين داوري را

 

عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار  همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه

 

دارند .  علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام ، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ،

 

كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام ، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده

 

رياضي ، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و

 

مسن تر و  اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده

 

شود بايد با معلم كودك صحبت نمود . چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود 

 

بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند  تمرين هايي

 

مانند آنچه در بالا ذكر شد است   ، رد شود . سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين

 

نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است .

+ نوشته شده در  86/08/14ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  86/08/14ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
+ نوشته شده در  86/06/04ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  86/06/04ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
خداوند در سوره روم آیه 21 می‏فرماید: « و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون »
« و از نشانه‏های خداوند این است که برای شما مردان، همسرانی آفرید تا به آنها آرامش یابید و بین شما محبت و رحمت قرار داد، البته در این مطلب نشانه‏هایی است برای افرادی که فکر خود را به کار اندازند. »
img/daneshnameh_up/4/4f/mother.jpg
از این آیه صریحا روشن می‏شود که زن باید مایه آرامش و سکونت روحی باشد و از راه مودت و لطف آتش اضطراب شوهر را که در خارج از منزل و محیط کسب و کار به او دست داده خاموش سازد و از امواج جانکاه درگیری‏های روانی او بکاهد تا در نتیجه اجتماع از تب و تاب برخوردهای خصمانه و نزاع‏های حیوانی بیفتد و چون نهری آرام در بستری گسترده به جریان صحیح اسلامی خود ادامه دهد.
اذیت زن نسبت به مرد آنقدر سنگین است که خداوند در این مورد طلاق را که از نامطلوبترین امور نزد اوست جایز می‏شمرد.
امام صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: « مردی که همسرش او را اذیت می‏کند و هر چه از دستش برمی‏آید در آزار شوهرش انجام می‏دهد، دعای این مرد که بگوید خدایا مرا راحت کن مستجاب نمی‏گردد، زیرا خداوند به او می‏گوید مگر من امر آن زن را بدست تو نداده‏ام. اگر دوست داری او را رها کن و اگر می‏خواهی او را نگهدار.»

ملاحظه می‏کنید که خداوندی که از طلاق بدش می‏آید می‏فرماید: اگر اذیت زن به این حد رسید که می‏گویی خدایا مرا از دست این زن راحت کن یعنی دیگر راحتی تو را سلب کرده، پس جایز است او را طلاق دهی.

جلب رضایت شوهر از وظایف حتمی یک زن مسلمان است و
امام باقر علیه السلام می‏فرماید شفیعی به خوبی و کارآیی رضایت شوهر برای زن نیست و این مطلب به‏قدری اهمیت دارد که امیرالمؤمنین علیه السلام مانند مدالی زرین بر سینه مبارک فاطمه علیهاسلام می‏زند و می‏فرماید: « خدایا من از دختر پیامبرت راضی هستم.»

و همچنین است بر اموری که خشم شوهر را برنیفروزد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود زن نباید شب را به صبح کند در حالیکه شوهرش بر او غضبناک باشد گرچه شوهر ظلم کرده باشد، یعنی این مساله از موارد گذشت زن است که باید با صمیمیت و مهربانی خشم شوهر را فرو بنشاند نه اینکه با بی‏اعتنائی غضب او را بیشتر نماید.

لذا
حضرت رضا علیه السلام از پدرانش از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکنند که آن حضرت فرمود: « بهترین زنان شما زنانی هستند که پنج خصلت داشته باشند:
اول: آسان پذیر باشند نه سختگیر
دوم: نرم خو باشند نه درشتخو و خشن
سوم: مطیع باشند نه سرکش
چهارم: اگر شوهر از دست او عصبانی شد چشمش به خواب نرود تا شوهر را راضی کند
پنجم: در غیاب شوهر پاکدامنی خود را حفظ نماید که چنین زنی از کارگران خداوند است و هیچ‏گاه ضرر نمی‏کند.

امیرالمومنین علیه السلام هم می‏فرماید به خدا قسم. . . فاطمه علیهاسلام مرا به غضب در نیاورده و از دستورات من سرپیچی نکرد. . .
زن باید مایه دلخوشی مرد باشد و هم و غم زندگی را از او دفع نماید یعنی زن باید یار و معین مرد باشد نه اینکه مرد فکر کند اگر زن نداشتم راحت‏تر بودم و این زن خودش مایه حزن او شود.

امیرالمؤمنین می‏فرماید هر گاه من به فاطمه علیهاسلام نگاه می‏کردم هم و حزن از من رخت برمی‏بست و شادمان می‏شدم. بنابراین زن باید غمگسار شوهر باشد نه غمی روی غمهای دیگر و اندوهی افزون بر اندوه‏های دیگر.

یکی از جنایت‏های بزرگ و خیانت‏های کمرشکن برای یک شوهر غیرتمند، هرزگی و تبهکاری زن است، شوهری که از خانه بیرون می‏رود ولی همیشه در این دلهره است که آیا زنش به او خیانت می‏کند یا نه، زندگی در نظرش تیره و تار و به کامش تلخ و ناگوار است.

img/daneshnameh_up/b/bc/talaghb.jpg


رسول خدا می‏فرمایند سه چیز است که پشت انسان را می‏شکند. . . سوم همسری که وقتی با او هستی چشمت به او روشن نشود - بلکه همیشه با او درگیری داشته باشی - و راستی چنین خانه‏ای بی‏شباهت به جهنم نیست که زن و شوهر می‏سوزند و قدرت دم زدن ندارند.

همه می دانیم در صحنه کارزار و جنگ چیزی جز رحمت و تلاش و شمشیر زدن و شمشیر خوردن و چه بسا زخم‏های جانکاه برداشتن و بالاخره کشته شدن چیز دیگری نیست. اسلام جهاد را از زنان برداشته ولی نوع دیگری از تلاش و تحملی را برعهده او گذاشته.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: « جهادالمراه حسن التبعل » یعنی جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است، از دقت در کلمه جهاد معلوم می‏شود که خوب شوهرداری کردن آن‏هم به تمام معنا بسیار مشکل است و مانند یک جهادگر چه بسا با پاره‏شدن بدن و زخمهای کاری همراه باشد.
یعنی زن در میدان شوهرداری ممکن است تیرهای خشم و شمشرهای زخم زبان بر او ببارد و تازیانه فقر و تنگدستی شوهر او را رنج دهد ولی فرار از میدان جنگ هرگز جایز نیست بلکه زن باید با سپر قناعت و پایداری، میدان را خالی نکند و با تحمل مصائب و خوشرویی شوهر را دلداری دهد.

صبح که می‏شود مرد به دنبال کسب و کار می‏رود و زن هم به خانه‏داری مشغول می‏شود و همچنان‏ که رفتن در پی
روزی حلال اجر دارد خدمت زن هم به شوهر پاداش فراوان دارد. امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: « یک زن صالح و نیکوکار از هزار مرد غیر صالح بهتر است و هر گاه زنی یک هفته به شوهر خود خدمت کند - وسائل راحتی او را فراهم آورد - خداوند هفت در جهنم را بر او می‏بندد و هشت در بهشت را برایش باز می‏نماید که از هر کدام بخواهد وارد گردد.»

امام صادق علیه السلام فرمود یکی از
انصار برای حاجتی از منزل خارج شد - و به سفر رفت - و در موقع بیرون رفتن از زوجه‏اش عهد گرفت که در غیاب او از خانه خارج نشود. آن مرد رفت و اتفاقا پدر آن زن مریض شد، زن خدمت رسول خدا پیغام فرستاد که اجازه می‏فرمایید من به عیادت پدرم بروم؟
حضرت فرمود نه در خانه‏ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن. مرض آن پدر سنگین شد و زن دوباره پیغام داد، رسول خدا دوباره همان جواب را دادند، چیزی نگذشت که پدر از دنیا رفت، زن از رسول خدا اجازه خواست تا برای تجهیز پدرش از خانه خارج شود. باز رسول خدا فرمود نه در خانه‏ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن - آن زن در خانه نشست و امر خدایتعالی را گردن نهاد - پدر را دفن کردند.
سپس رسول خدا به آن زن پیغامی دادند که همه گرفتگی‏های آن زن از بین رفت و فرمودند: «ان الله قد غفرلک و لابیک بطاعتک لزوجک » خداوند تو و پدرت را آمرزید و از گناهانتان درگذشت به علت اطاعت تو از شوهرت.

جابر بن عبدالله می‏گوید نزد رسول خدا نشسته بودیم. صحبت از زن‏ها پیش آمد، رسول خدا فرمود: آیا خبر بدهم به شما؟ گفتیم: بله یا رسول الله. حضرت فرمود: بهترین زنان شما زنانی هستند که زیاد بچه بیاورند، با محبت باشند، کاملا خود را از نامحرم بپوشند، در نزد اهل خود مانند پدر و مادر عزیز و محترم ولی در مقابل شوهر رام باشند، با شوهر خود لودگی و بی‏پروایی داشته باشند ولی با غیرشوهر کاملا در حصار و دژ محکم عفاف باشند، سخن شوهر را بشنوند و از او اطاعت کنند، در خلوت آنچه شوهر می‏خواهد ممانعت نکنند.

سپس حضرت فرمود: آیا خبر بدهم به شما از بدترین زنان؟ گفتیم: بله حضرت فرمود: بدترین زنان شما زنانی هستند که در نزد اهل خود خوار باشند ولی در نزد شوهر خود را عزیز بدانند، نازا و عقیم باشند، کینه توز باشند، از کارهای زشت پروا نداشته باشند، وقتی شوهر غائب است برهنه و بی‏حفاظ باشند ولی وقتی با شوهر خلوت می کند مانند اسب سرکش جلوگیری از بهره‏وری باشند، عذر شوهر را نپذیرند، لغزش شوهر را چشم پوشی ننمایند.

منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 59 تا 63.
وسائل الشیعه، ج 14، از صفحه 111 تا 126.
+ نوشته شده در  86/06/04ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

 

یادت بخیر آموزگار

ای دوست محبوب من

یادت شده یک خاطره

از روزهای خوب من

 

آن روزها نقاشی ام

تنها درخت و خانه بود

یا باغ پر گل که در آن

یک عالمه پروانه بود

 

زنگ هنر یادش بخیر

دستی کشیدی بر سرم

نقاشی ام یک سیب بود

مهری زدی بر دفترم

 

دادی به دستم یک انار

گفتی که بابا آب داد

گفتی که بید مهربان

سنجاقکی را تاب داد

 

ای کاش می دیدم تو را

امروز هم با یک انار

تا می زدم من بوسه ای

بر دست تو آموزگار!

+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
الفبای چگونه زیستن و چگونه بودن را تو به من آموختی٬الفبای حیات را٬الفبای انسانیت را این چنین به من آموزش دادی٬

الف) ایمان به خدا

ب) با خدا بودن

پ) پایداری و پویایی

ت) توکل و تسبیح

ث) ثابت قدم بودن در راه خدا

ج) جهاد و جوانمردی

چ) چراغ هدایت برافروختن

ح) حمد و حمیت

خ) خدایی بودن و خدایی شدن

د) دیانت

ذ) ذکر اسماالحسنی

ر) رحمانیت رحمان

ز) زیبندگی عقل

ژ) ژرفای دل را با نور خدا پر کردن

س)  سپاس و ستایش

ش) شهامت و شهادت

ص) صداقت و صمیمیت

ض) ضلالت درون را با زمزم علم شستن

ط) طهارت و پاکیزگی

ظ) ظهور حق

ع) عدالت و برابری

غ) غبار نادانی از صورت و سیرت پاک کردن

ف) فرزانگی

ق) قدرت عشق

ک) کرم و بخشش

گ) گداخته شدن در راه حق

ل) لا اله الا الله

م) مهربانی و محبت

ن) نیایش

و) وارستگی از هر چیز غیر او

ه) همت و مردانگی

ی) یگانگی خدا

 

+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
بوی یاس از گذر ذهن گذشت

                                    چه مرا با خود برد!

آتش مجمر قلبم ز گل قرمز قالی کویر داغ تر است

                          چه خزان گذر عمر بسی تند گذشت

و در این دخمه ی تاریک زمان٬وجودم همچو یک شیشه ی ترک خورده ی یک قاب شکست.

زنگ درس هندسه و جبر گذشت

                                     ادبیات و علوم٬ورزش و تفریح گذشت

زنگ احساس بلورین دلم عنابی است

                                 خوش نوایی دارد ضربها تقسیمها جمعها تفریقها

نم نم بارش باران بهاری به دلم زخم زند

                                                 های ای استادم

نغمه ی ساز تو از چهچه ی مست قناری خوشتر 

                                             ضرب ناقوس دلم هر لحظه

بر سر کوچه و برزن بنویس

                                            یاد تو زمزمه ی ذهن من است٬راه تو راه من است...

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

در بارش شلاقی گون مرواریدهای آسمان

در ترنم صدای آبشاران

در متن قصه تلخ زمستان

وجودت را احساس می کردم

در نام و هوای دل انگیز

در رویای پاییز و در غروب غمگین آن

در نرمش و وزش نسیم بهاری

در غرش طوفان ناگهانی

حضورت را حس کردم

در نغمه های شاد و خنده های بی خیال کودکان مهدکودک

در بازیها و خنده های کودکان دبستانی

در عطش نگاه جوان دبیرستانی

نامت را شنیدم

در سکوت تشنه ی کویر دل من

در ترانه خوش آهنگ زنگ مدرسه

در فریاد خاموش کلاس

صدایت را شنیدم

در لطافت گلبرگ های گل عشق

در زلالی آب چشمه ی علم

در پاکی و صداقت عشق بلبل

در سوزش بال پروانه های عاشق

در بوی یاس ها

وجود پاک تو را احساس کردم

در قلب مهربانی گل سرخ

بر چمنزار سبز قلب ها

در کوچه های پر پیچ و خم زندگی

در بهترین و شیرین ترین لحظات عمر

سنگینی قدمهایت را احساس کردم

ای معلم مهربانم...

 

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 

 

ای آسمان به صورت ماهش نظاره کن

و از شرم روی او٬مه خود را دو پاره کن

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط فریده بشیری-دبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا

مرا به بهترین راه {که راه پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت ایشان(ع) است} ببر

و چنانم کن که بر دین و آیین تو بمیرم و زنده گردم ....

« صحیفه سجادیه - نيايش 20 »


پیوندهای روزانه
موسسه اطلاع رسانی تبیان
دختر آریایی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/07/01 - 87/07/30
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/08/01 - 86/08/30
86/06/01 - 86/06/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

SongCode.blogfa